تبليغاتX
می دانم که می آیی

می دانم که می آیی

مهدی موعود(عج) منجی حقیقی

بسم الله الرحمن الرحیم

خیلی این روزها مشغول هستم هم مشغله ذهنی دارم و هم مشغله کاری برای همون دیر به دی رآپ

می کنم

 از همه شما دوستانی که لطف میکنین و به وبلاگ خودتون سر میزنین ممنونم

امروز بحثی که در همه جا پیچیده و سرو صدای خیلی زیادی راه انداخته و خیلی هم مهمه

کمک به فلسطینه  

دوستانی بودند و هستند که میگن باید بریم فلسطین و کمک کنیم

عده ای اصلا انگار نه انگار که داره اتفاقی می افته و عده ای مسلمون یه گوشه از این دنیای

بی رحم دارن به سختی زندگی میکنن

حقیقتش منم میگم باید کمک کنیم خیلی ها میگن که باید کمک کنیم

اما چطوری کمک کردن مهمه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

به نظر خیلی از بزرگان می فرمایند که : اگر کشور مسلمانی دچار مشکلی شد و

غاصبان به آن کشور هجوم و حمله بردند بر سایر ملل مسلمان دفاع از ان کشور جهاد است و واجب

اما در این بهبه که آمریکا و امثالهم چشم دیدن کشور ما را ندارند آیا رفتن مردم کشور ما به انجا میتواند 

کمکی مفید تلقی شود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خیر ، این رو همه ما میدونیم که جمعیت مردم فلسطین اشغالی دو یا سه برابر اسرائیلی ها

هست . پس از نظر تعداد نفر مشکلی وجود ندارد مردم کشور اشغالی فقط و فقط به حمایت های 

فرهنگی و مالی ما نیاز دارن . یعنی  مردم فلسطین به پول نیازدارند تا بتوانند تجهیزات نظامی

مناسب فراهم کنند

پس دوستانم طبق این گفته ها

همه برای

فلسطین تلاش کنیم

تا این کشور و سرزمین همه مسلمانان دوباره به خودمان باز گردد

یا حق

 

 

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت9:9توسط منتظر | |

                                    هو الجبار

با سلام به همه شما دوستان گل

امروز این پست رو به خاطر جمعه میزنم

این جمعه راهپیمایی بعد از نماز با شکوه جمعه رو فراموش نکنین

حتما برین چون این یه وظیفه است و ان شا الله ما بتونیم به وظیفه خودمون به عنوان یه مسلمون

و یه طرفدار عدالت و آزادی عمل کنیم

ان شا الله شما مردم ایران یک بار دیگه وحدت خودتون رو با دیگر کشورهای مسلمان به کفار و صهیونیست نشون میدین

منتظر حضورتون هستند  من نه بچه های چند ساله و کوچک فلسطینی منتظر ما هستند

علی علی

+نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم تیر 1385ساعت8:58توسط منتظر | |

 

بيرون ببر اي آسمان از محفل من ماه را
كز آتش دل كرده ام روشن چراغ آه را
از بسكه دود آه من گرديده سد راه من
در كوچه ها ي شهر خود گم كردم امشب راه را
گفتم به شب زاري كنم خون جگر جاري كنم
صبح آمد و دادم ز كف اين رشته كوتاه را
بايد كه اسرار درون از سينه ام نايد برون
ورنه به آتش مي كشم با ناله مهر و ماه را
از شدت اندوه و غم ريزد نيستان را به هم
در بند بيند شير اگر بر جاي خود روباه را
تا محرم اسرار من با بذل جان شد يار من
بر راز گويي كرده ام پيدا درون چاه را
رزم آوري آزاده ام اما ز پا افتاده ام
زيرا كه از كف داده ام دخت رسول الله را
هر گه كه با سوز درون از خانه مي آيم برون
چشمم شود درياي خون بينم چو آن در گاه را

این بیتم از مرحوم آقاسی که خیلی دل من رو برد گفتم بنویسم ببینم با دل شما چه میکنه

یا امیر المومنین روحی فداک                 آسمان را دفن کردی زیر خاک

+نوشته شده در پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت6:32توسط منتظر | |