|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام باز هم اومدم با این پست های الکی حقیقتش مدتی است که حال و حوصله نوشتن ندارم میدونم کم کم دارم اون یه نمه لیاقت رو هم از دست میدم خلاصه اومدم عذر بخوام و تشکر کنم از همه عزیزانی که به من سر میزنن شاید فقط یه مدت برای یه مدت نوشتن رو کنار بزارم شاید هم نه با خداست فعلا که حالم حسابی گرفته است و نمی دونم چرا اومدم بنویسم نمیخواستم به روز کنم اما چیزهای کوچکی باعث شد که به روز کنم برام دعا کنین که آدم بشم اومدم تا یکم از حال و هوای جبهه بنویسم و برای یه مدت خداحافظی کنم اگر که دیدم مایل هستین برمیگردم اما نه که دیگه برگشتی نیست من را، البته تا مدت معین شده از جانب خداوند بزرگ میخوام یکم از مظلومیت شهدا بگم شهدا خسته شدم از این همه ظلم و از این همه بدی بعد شما کاش ما هم شهید بشیم و نباشیم، نباشیم ظلم رو ببینیم نباشیم ونبینیم که کودک شهیدی گریه میکند و دنبال پدر در کوچه های پر از رنگ و ریای شهر میگردد من به کسی کاری ندارم خودم رو میگم کاش نبودم و نمیدیدم که تو شلمچه دختر ها با پسرها تفریحی اومدن و یکی میگه بریم یکی میگه خب که الان یعنی چی ؟ یکی میگه اوف چقدر اینا ...... تو فکه بودم که حال چند نفر و ... بد شد گریه بود وشیون و داد بعد که میرفتم از پشت سر میگفتن وای چه مسخره یعنی چی رفتن که رفتن به ما چه ربطی داره نمیدونم چرا ، امروز هوای شلمچه کردم نمیدونم چرا شروع کردم به نوشتن درباره شهدا تو وبلاگ امام زمانی نمیدونم چرا دلم اینقدر گرفته دوستای خوبم من نمیگم خوبم نه خیلی بدم اما کاش ..... کاش اونجا بودین و میفهمیدین من چی میگم اگر اون حرفها رو میشنیدین شاید خیلی ناراحت میشدین ما بچه شهید خدا رو شکر همراهمون نبود اما خانواده شهید داشتیم مادر شهید تو شلمچه گریه میکرد پاشو ببین پاشو فقط همین چقدر از خودم خجالت میکشیدم وقتی این حرفها رو میزد اون مادر شهید دوست داشتم زمین دهن باز کنه و من رو فرو ببره وقتی لحظه های شلمچه رو بهخاطر مییارم یاد غربت امام زمانم میافتم آخه آقام نمیدونم کجاست تو کدوم سرزمینه لیت شعری این استقرت بک النوی بل ای ارض تقلک او ثری ابرضوی او غیرها ام ذی طوی عزیز علی ان اری الخلق و لا تری و لا اسمع لک حسیسا و لا نجوی فرآزهای دعای ندبه که آدم تو شلمچه یادش مییاد و آدم رو آتیش میزنه از همتون التماس دعا دارم من رو این مدت که نیستم فراموش نکنین همتون رو دوست دارم به خدا میسپارم یا حق
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام به همه شما دوستداران اهل بیت عصمت و طهارت امروز به روز کردم فقط و فقط به خاطر ولادت امام حسن عسگری علیه السلام اومدم تا یه تبریک خیلی خوب همه با هم همین امروز به حضرت صاحب الزمان عج الله بدیم و دل آقامون رو شاد کنیم می دونم ولادته اما درد دلی هرچند اندک دارم که شاید حرف دل خیلی ها باشه بیایم همه به آقا بگیم اقا جون یه روز زدن و خراب کردن ضریح نازنین پدر و مادرت رو و هتک حرمت کردن امروز ما اومدیم که بگیم آقا جونم ما دوست دار یم ،و اگر خودتون اجازه بدین مییام درستش میکنیم امروز بیام هممون به آقا بگیم آقا جونم می دونیم دلت خونه اما اومدیم بگیم که ما هم داغ داریم اومدیم بگیم آقا جونم زودتر بیا ، بیا و دل خون ما رو آروم کن آقا اگر تو هنوز تو دلت داغ داری ما هم داریم بیا و تو این روز و این جمعه که با ولادت با سعادت پدر بزرگوارت شروع میشه عیدی دلهای خسته ما رو بده آقا جونم ،،،،، تبریک میگیم ما هممون بهتون این ولادت رو تبریک میگیم اما همه وقتی میرن عید دیدنی به هم عیدی میدن می دونیم تو از ما چی میخوای آقا جونم بهت قول میدیم تو این روزها سعی کنیم خودمون رو بسازیم تا مورد قبولت قرار بگیریم تو هم به ما عیدی بده ، میدونی که نه هیچی نمیخوام ازت جز چیزی برا دنیاو آخرت که تنها ظهور توست مولا جونم بیا ، انتظار دشوار است ای امید ما برگرد آخرش حاجتم و من میگیرم آخرش برای مولا میمیرم آخرش با تموم بیچارگیم بوسه ای با گریه از پات میچینم اخرش نمیدونم که چی میشه چه کنم این دلم آروم نمیشه آقا بیا و ما رو ببر سامرا می خوایم به نرجس خاتون هم تبریک عرض کنیم اباصالح التماس دعا هرکجا رفتی یاد ما هم باش نجف رفتی کربلا رفتی سامرا رفتی یاد ما هم باش ببخشین که این پست این طوریا شد اگر حرفی مشکل داره تذکر بدین درست میکنم این در حالت بیماری و کسالت نوشته شده قطعا اشکال زیاد داره ممنونم از توجه تون به وبلاگ حقیرم ولادت این عزیز امام حسن عسکری علیه السلام رو به شما و ساحت مقدس امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف تبریک عرض میکنم در پایان شاید آقامون رو دیدیم کی میدونه کی میدونه می دونم آقام نمیگه دلم از دست تو خونه اللهم عجل لولیک الفرج یا حق
هيچ اميدي نباشد بر من و احوال من مستحق هيچ پروازي نباشد بال من كارهاي من وصالت را به تاخير افكند بوي هجران مي دهد پرونده اعمال من من دگر آن نوكر خوب و قديمي نيستم اين لباس نوكري گريد بر اين احوال من بارها دستم گرفتي و نمك گيرت شدم بارها شد ، جاي من تو آمدي دنبال من بارها خوردم زمين از جا بلندم كرده اي شكر يك نعمت نكرد آخر زبان لال من ياد آن حال و هواي خلوت با تو بخير با دعاي خويش ده تغيير سوء حال من تا دم آخر منم شرمنده احسان تو من گنه كردم تو كردي گريه براحوال من این نوشته رو در وبلاگ یکی از دوستان (گل نرگس ) که در پیوندها شماره دو هستن خوندم خیلی به دلم نشست امیدوارم که به دل شما هم بشینه این رو حاج منصور ارضی خوندن ان شا الله کمی قبول افتد التماس دعا اگر دلت شکست می دونم اون موقع که از خود بیخود میشی دیگه میری به اوج و همه زمینیها رو فراموش میکنی اما تو رو خدا منم ببر ..... آهای مسافر سحر تورو خدا منم ببر تو کوله بارت جا میشه یه دل زارو در به در
|
ABOUT ![]()
چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی MENU
Home
|